معنی کنترات کردن
6 بازدید
[ کُ کَ دَ ] (مص مرکب) قرارداد بستن: ساختمان بیمارستان را کنترات کرد. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کنترات کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر