معنی کنبل
6 بازدید
[ کُمْ بُ ] (ع ص) سخت و درشت. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از محیط المحیط).[ کَمْ بَ ] (اِخ) دهی از دهستان زیرکوه باشت و بابویی است که در بخش گچساران شهرستان بهبهان واقع است و ۱۶۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «کنبل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بل» برای سرودن شعر