معنی کنبار
5 بازدید
[ کِمْ ] (ع اِ) رسن پوست نارجیل. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). لیف درخت نارجیل و از آن طناب کنند و بهترین نوع آن کنبار چینی است که رنگ سیاه دارد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ریسمان که از پوست نارجیل سازند. (ناظم الاطباء).[ ] (اِخ) لقب عام ملوک نیشابور. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ترجمهٔ آثارالباقیه ابوریحان بیرونی ص ۱۳۵ شود.
کلمات همقافیه با «کنبار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بار» برای سرودن شعر