معنی کنار گرفتن

معنی کنار گرفتن

6 بازدید
[ کَ / کِ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) کنار جستن. (آنندراج). دوری کردن. کناره گرفتن : ز پیوند یاری چه گیری کنار که سروت بود پیش و مه در کنار.اسدی. مگذار کز کنار تو گیرد دمی کنار.سوزنی. رجوع به کناره گرفتن شود. || چسبانیدن کسی را بخود از یکسوی بدن با افکندن یک دست به گردن یا پشت او. با یک دست کسی را به خود دوسانیدن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). در آغوش گرفتن. بغل کردن. این ترکیب بیشتر با پیشوندهای در و اندر و جز اینها آید: فرودآمد آنگه بشد پیش طوس کنارش گرفت و برش داد بوس.فردوسی. کنون من کرا گیرم اندر کنار که خواهد بدن مر مرا غمگسار.فردوسی. پدر با پسر یکدگر را کنار گرفتند کرده غم از دل کنار.اسدی. دهد دست و سر بوس گل را سمن چو گیرد سمن را گل اندر کنار.ناصرخسرو. گرفتم در کنارش روزگاری کنون شاید کزو گیرم کناری.ناصرخسرو. من خفته ز جهل و او همی برد با ناز گرفته در کنارم.ناصرخسرو. یعقوب و یوسف یکدیگر را کنار گرفتند. (قصص الانبیاء ص ۸۵). رحیمه برجست در کنارش گرفت و شادی کرد. (قصص الانبیاء ص ۱۴۰). گه وداع بت من مرا کنار گرفت بدان کنار دلم ساعتی قرار گرفت.مسعودسعد. زان ترا خاک در کنار گرفت که چو تو شاه در کنار نداشت.مسعودسعد. عروس ملک کسی در کنار گیرد تنگ که بوسه بر لب شمشیر آبدار دهد. ظهیرالدین فاریابی. خوش بر کنار گیر و نشان بر کنار خویش مگذار کز کنار تو گیرد دمی کنار.سوزنی. امین گفت زنهار پشت من به کنار گیر ساعتی که سرما یافته ام. (مجمل التواریخ و القصص). عایشه پشت وی [پیغمبر(ص)] را در کنار گرفت. (مجمل التوارخ والقصص). دید مردی آنچنانش زارزار آمد و بگرفت زودش در کنار.مولوی. سر و چشمش ببوسید و در کنار گرفت. (گلستان چ یوسفی ص ۶۰). مگر آن ماه را که دلبر تست امشب اندر کنار گیری چست.سعدی. بامدادان به حکم تبرک دستاری از سر و دیناری از کمر بگشادم و پیش مغنی بنهادم و در کنارش گرفتم و بسی شکر گفتم. (گلستان). رونق بازار حسنش شکسته متوقع که در کنارش گیرم، کناره گرفتم. (گلستان).

کلمات هم‌قافیه با «کنار گرفتن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید