معنی کناری
6 بازدید
[ کُ ] (اِ) به سریانی نبق است. (فهرست مخزن الادویه). رجوع به کُنار شود.[ کُ ] (اِ) مأخوذ از هندی، گلابتون و رشتهٔ زر و سیم و زری. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس).[ کُ ] (اِخ) قریه ای است چهار فرسنگی جنوبی کاکی. (فارسنامهٔ ناصری).
کلمات همقافیه با «کناری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر