معنی کنارروزی
6 بازدید
[ کَ / کِ ] (اِ مرکب) کوکبی که دیده شود بر عشاء. (از مفاتیح). و بدین جای معنی پیدا شدن نیست زیرا که وقت پیدا شدن بهر شهری و بهر اقلیمی مخالف یکدیگر بود ولکن حدیست تشریق را نهاده و سپس ایشان را مُشَرّق خوانند و پارسیان گفتند کنارروزی. (التفهیم ص ۴۶۲). التشریق هو ان یری الکوکب فی المشرق یطلع قبل طلوع الشمس و التغریب ان یری فی المغرب یغرب بعد غروب الشمس. الکنارروزی الذی یری بالعشاء و الکنارشبی الذی یری صباحاً. (مفاتیح العلوم خوارزمی از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کنارشبی شود.
کلمات همقافیه با «کنارروزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر