معنی کنارة
6 بازدید
[ کِ نْ نا رَ ] (ع اِ) پاره ای از کتان. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). کنار. پاره ای از جامهٔ کتان و این دخیل است. (از اقرب الموارد).[ کَ نْ نا رَ / کِ نْ نا رَ ] (ع اِ) رباب یا دف یا طنبور. ج، کنارات. کَنانیر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). طبل یک روی. (مهذب الاسماء). عودها و دف ها و طبلها و طنبورها. شاید قلب کَران به معنی عود باشد. ج، کنارات. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «کنارة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر