معنی کمپیر
5 بازدید
[ کَ ] (ص) پیر سالخورده و فرتوت را گویند. (برهان). پیرزن فرتوت که گنده پیر نیز گویند. (فرهنگ رشیدی). پیر سالخورده و فرتوت عموماً و زن پیر خصوصاً و این لغت در اصل گنده پیر بوده که عرب آن را غنده فیر معرب کرده اند و در کمپیر میم و نون تبدیل شده و مخفف گردیده و در خراسان بسیار استعمال نمایند. (انجمن آرا). پیر سالخورده. فرتوت. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین): بود کمپیری نودساله کلان پر تشنج روی و رنگش زعفران.مولوی. گفت با هامان مگو این راز را کو ز کمپیری نداند باز را.مولوی. شود طفل و جوان و کهل و کمپیر بداند علم و عقل و رای و تدبیر. شیخ محمود شبستری.
کلمات همقافیه با «کمپیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر