معنی کمنداندازی
4 بازدید
[ کَ مَ اَ ] (حامص مرکب) کمند انداختن از دست و ترک دادن آن را. (آنندراج). عمل کمندانداز: صید مطلب نکند جز به کمنداندازی هر که قطع نظر از عالم اسباب کند. مخلص کاشی (از آنندراج). و رجوع به کمندانداز شود.
کلمات همقافیه با «کمنداندازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر