معنی کمنة
6 بازدید
[ کُ نَ ] (ع اِمص) تاریکی بینایی. (از تاج العروس ج ۷ ص ۳۲۲) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || خارش و سرخی چشم. (از تاج العروس ج ۷ ص ۳۲۲) (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). جرب و سرخی است در چشم و یا ورم پلکها و گویند خارشی است که پلک چشم را می گیرد و بدان سبب سرخ می گردد. (از اقرب الموارد). کمنه، بادی غلیظ باشد اندر پلک و خداوند این علت هرگاه که از خواب بیدار شود، پندارد که اندر چشم او خاک است یا ریگ. (ذخیره خوارزمشاهی) (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «کمنة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر