معنی کملی
6 بازدید
[ کَ ] (اِ) بافتهٔ پشمینهٔ درشت و خشن که فقرا و مردم فرومایه پوشند و در هند به همین نام خوانند و کنبلی نیز گویند. (فرهنگ رشیدی). جامه و بافتهٔ پشمی بسیار درشت و خشن را گویند که فقرا و درویشان و مردم فرومایه پوشند و به زبان هندی نیز همین معنی دارد. (برهان). بافته ای باشد پشمینه بغایت درشت و خشن که فقرا و درویشان پوشند. (آنندراج). در زبان اردو، «کملی» (پتوی کوچک) و «کمل» به تشدید دوم MMM کمبل، (پتو). در سانسکریت، کمبلا به معنی پتو و شمد پشمی است. (از حاشیهٔ برهان چ معین): دراز کار بود گر به کسوت کملی به تاج و تخت کند میل رای پیر و گدای. رضی الدین نیشابوری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کملی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر