معنی کمره
5 بازدید
[ کَ مَ رَ / رِ ] (اِ) کمر کوه. میانهٔ کوه. کمر. (فرهنگ فارسی معین).[ کَ مَ رَ / رِ ] (اِ) هر یک از محفظه هایی که در کشتی در جاهای مختلف نصب کنند، برای نگاهداری ابزار تا در مواقع لزوم بکار برده شود. (فرهنگ فارسی معین).[ کَ رَ / رِ ] (اِ) سرگین. (ناظم الاطباء). تپاله. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).[ کَ مَ رَ / رِ ] (اِخ) طایفه ای از ایل کلهر که دارای ۵۰ خانوار است. (از جغرافیای سیاسی کیهان).[ کَ مَ رَ / رِ ] (اِخ) از شمال محدود است به عراق عجم و ازمغرب به بروجرد و از مشرق به محلات و از جنوب به گلپایگان و به سه بلوک تقسیم می شود ازاین قرار: الف - خمین دارای پنجاه قریه و ۳۵۰۰۰ تن سکنه. ب -کله زن دارای ۱۹ قریه و ۱۰۰۰۰ تن سکنه. ج -حمزه لو دارای ۲۳ قریه و ۱۱۰۰۰ تن سکنه. مراتع کمره مهم و پشمهای مرغوب آن برای قالی بافی بکار می رود. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص ۴۰۶).[ کَ مَ رَ ] (اِخ) از دیههای بخار است. (از انساب سمعانی) (از معجم البلدان).[ کَ مَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان شیان است که در بخش مرکزی شهرستان شاه آباد واقع است و ۷۱۳ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ کَ مَ رِ ] (اِخ) دهی از دهستان چهاردولی است که در بخش اسدآباد شهرستان همدان واقع است و ۱۰۶ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «کمره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر