معنی کمرشمشیر

معنی کمرشمشیر

6 بازدید
[ کَ مَ شَ ] (اِ مرکب) کمربندی که بر آن شمشیر می آویزند. (فرهنگ فارسی معین). کمری که شمشیر را بدان آویزند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): و دوم صورت جبار، ای بزرگ منش، چون مردی است کمرشمشیر بسته. (التفهیم ص ۹۳). بنات النعش کرد آهنگ بالا به کردار کمرشمشیر هرقل.منوچهری. عاشقی کو برمیان خویش بر بسته است جان بسته است از زلف معشوقان کمرشمشیر تنگ. منوچهری. گروهی را کمرشمشیر زرین در او یاقوت رمانی پدیدار.منوچهری. کمرشمشیرهای زر نگارش به گرد اندر شده زرین حصارش.نظامی. فلک بند کمرشمشیر بادت تن پیل و شکوه شیر بادت.نظامی.

کلمات هم‌قافیه با «کمرشمشیر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید