معنی کمرجی
6 بازدید
[ کَ مَ جی ی ] (ص نسبی) منسوب است به کمرجه که از قرای سغد سمرقند است. (از انساب سمعانی). منسوب است به کمرجه از قرای صغد. (از معجم البلدان).[ کَ مَ جی ی ] (اِخ) محمدبن احمدبن محمدالاسکاف المؤذن الصغدی الکمرجی راوی است و از محمدبن موسی الزکانی روایت کند و ابوسعید ادریسی از وی روایت کند. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «کمرجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر