معنی کمترک
6 بازدید
[ کَ تَ رَ ] (ق مرکب) بسیار قلیل و اندک : آب اگرچه کمترک نیرو کند بند و وَرْغ سست و پوده بفکند. رودکی (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || اندکی کمتر: شب تار و بیابان دورمنزل خوشا آن کس که بارش کمترک بی. باباطاهر. آلت آشکار جز سگ را مدان کمترک انداز سگ را استخوان.مولوی. - امثال: کمترکی نترکی ، نظیر: کم بخور همیشه بخور. رب اکلة تمنع الاکلات. (امثال و حکم ج ۳ ص ۱۲۳۶ و ج ۱ ص ۱۷۲).
کلمات همقافیه با «کمترک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رک» برای سرودن شعر