معنی کمان‌گروهه

معنی کمان‌گروهه

5 بازدید
[ کَ گُ هَ / هِ ] (اِ مرکب) کمان قروهه است که کمان گلوله باشد. (برهان). کمانی که در آن غلوله نهاده رها کنند و به هندی آن را غلیل گویند و آن را کمان گرهه نیز خوانند. (آنندراج). کمان گلوله. کمان گرهه. کمان مهره. (فرهنگ رشیدی). جُلاهِق. (زمخشری) (دهار). برقیل. (منتهی الارب). قوس الجلاهق. قوس البنادق. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): ز واله اش چو شدی از کمان گروهه برون ز حلق مرغ به ساعت فروچکیدی خون. کسائی (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۵۰۳). کمان گروههٔ زرین شده محاقی ماه ستاره یکسره غالوکهای سیم اندود. خسروانی (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۲۷۱). آفتاب زرد سلطان از سراپرده بدر آمد کمان گروهه در دست. (چهارمقاله). مدام تا زند آتش کمان گروهه چنان که زه ز شعله کند مهره از شرر سازد... مجیرالدین بیلقانی (از راحةالصدور). کمان گروههٔ گبران ندارد آن مهره که چار مرغ خلیل اندرآورد ز هوا.خاقانی. رو کز کمان گروههٔ خاطر به مهره ای بر چرخ پیر تیر سخنور شکسته ای.خاقانی. صد مهره به یک کمان گروهه در دامن آسمان شمارند.خاقانی. گفتی ز کمان گروههٔ شاه یک مهره فتاد بر سر ماه.نظامی. خواست اول کمان گروهه چو باد بهره ای در کمان گروهه نهاد.نظامی. چون من کمان گروههٔ فکرت کنم به چنگ از چار رکن عرش درآید کبوترم.عطار. و در ریاض حمایت او سینهٔ لاله از کمان گروههٔ ژاله نمی نالد. (عقدالعلی). - کمان گروههٔ بازی؛ کمان گروهه ای که بدان بازی کنند: گردون کمان گروههٔ بازی است کاندرو گل مهره ای است نقطهٔ ساکن نمای خاک. خاقانی.

کلمات هم‌قافیه با «کمان‌گروهه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «هه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید