معنی کمانپشت
5 بازدید
[ کَ پُ ] (ص مرکب) کوزپشت. (آنندراج). آنکه پشت وی خمیده باشد. (ناظم الاطباء). گوژپشت. (فرهنگ فارسی معین). آنکه پشت او چون کمان خمیده باشد: قسم به صیدفکن غم کش کمان پشتی که آه را ز دمش تیر بر نشان آمد. ظهوری (از آنندراج). - گوژ کمان پشت؛ در بیت زیر ظاهراً کنایه از آسمان و فلک است : بزن تیری بدین گوژ کمان پشت که چندین پشت بر پشت ترا کشت.نظامی.
کلمات همقافیه با «کمانپشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر