معنی کمانساز
4 بازدید
[ کَ ] (نف مرکب) کمانگر و آنکه کمان می سازد. (ناظم الاطباء). کمان سازنده. آنکه کمان سازد. (فرهنگ فارسی معین): ز غمزه تیر و از ابرو کمان ساز همه باریک بین و راست انداز.نظامی. و رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «کمانساز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر