معنی کمانآور
4 بازدید
[ کَ وَ ] (نف مرکب) کماندار و کمانکش و تیرانداز. (ناظم الاطباء). کمانور: فرستش تو بر تخت و آرام گیر بسان کمان آوری راست تیر.فردوسی. و رجوع به کمانور و کماندار شود.
کلمات همقافیه با «کمانآور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر