معنی کمالی

معنی کمالی

10 بازدید
[ کَ ] (اِخ) امیر عمید کمال الدین جمال الکتاب کمالی بخارایی از مشاهیر امرا و کُتّاب عهد سلجوقی و از شاعران بزرگ زمان بوده است. نظامی عروضی او را به نام و عناوینی که آورده ایم ذکر کرده و اعجوبهٔ دهر و نادرهٔ ماوراءالنهر دانسته است. هدایت دربارهٔ عمید کمالی مطلب تازه ای ندارد. جز آنکه نام او را کمال بخارایی ثبت کرده و او را ممدوح انوری دانسته و گفته است ممدوح حکیم اوحدالدین انوری بوده است. رشید وطواط نیز یک بیت او را آورده و گفته است: «کمال گوید نیکو، و از صفت قلم به مدح ممدوح آید و این تخلص کمالی خوب است و اعتقاد من آن است که در عرب و عجم هیچکس به از این تخلص نکرده است و این از کارهای کمال بدیع است. شعر: رخ تیره سربریده نگونسار و مشک بار گوید که نوک خامهٔ دستور کشورم». به هر حال جودت الفاظ و لطف معانی کمالی از قدیم مشهور و مورد اعتراف استادان شعر و ناقدان سخن بوده است. ممدوح وی در سخن معزالدین و الدنیا سنجربن ملکشاه بود. از اشعار اوست: زلف نگار گفت که از قیر چنبرم شب صورت و شبه صفت و مشک پیکرم ترکیبم از شب است وز روز است مرکبم بالینم از گل است وز لاله ست بسترم یا در میان ماه بود سال و مه تنم یا بر کران روز بود روز و شب سرم جنبان تر از هوایم و لرزان ترم ز آب تیره ترم ز خاک و همیشه بر آذرم با ورد همنشینم و با دود هم قرین با زهره هم قرانم و با مه مجاورم... (از تاریخ ادبیات در ایران، تألیف صفا ج ۲ ص ۶۸۱). و رجوع به لباب الالباب ج ۱ صص ۸۶ -۹۱ و مجمع الفصحا ص ۴۸۶ و ۴۸۷ شود.
[ کَ ] (اِخ) حیدرعلی اصفهانی شاعر و نویسندهٔ ایرانی (۱۲۸۸ هـ . ق. ۱۳۲۵ هـ . ش.). وی به امر پدر پیشهٔ آهنگری آموخت و معلومات مقدماتی را در اصفهان فرا گرفت و سپس به تهران سفر کرد و به کار بلور فروشی مشغول شد. در آغاز مشروطه به یاری آزادیخواهان برخاست. مقالات و اشعارش در اغلب جراید تهران ودر روزنامهٔ پیکار (به قلم او) منتشر می شد. دیوانش بطبع رسیده. کتاب «مظالم ترکان خاتون» و افسانهٔ «لازیکا» و منتخب اشعار صائب از آثار او چاپ شده. کمال در دوره های هفتم و هشتم به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شد. (فرهنگ فارسی معین).

کلمات هم‌قافیه با «کمالی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید