معنی کماشیر
6 بازدید
[ کُ ] (اِ) صمغی باشد مانند جاوشیر و آن صمغ کرفس کوهی است، بول را براند و حیض آورد و در مسهلات نیز بکار برند. (برهان) (آنندراج). صمغ کرفس کوهی که شبیه به جاوشیر است. (ناظم الاطباء). معرب آن قماشیر. (حاشیهٔ برهان چ معین). کناشیر. گاو شیر. (فرهنگ فارسی معین). صمغ کرفس کوهی شبیه به جاوشیر و گویند اسم هندی جاوشیر است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). قماشیر و آن صمغی است که از هند آرند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): احوال او همچون جاوشیر است و این قوی تر است. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی، یادداشت ایضاً).
کلمات همقافیه با «کماشیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر