معنی کماسهگری
5 بازدید
[ کَ سَ / سِ گَ ] (حامص مرکب) ساختن کَماسه. (فرهنگ فارسی معین). شغل و عمل کماسه گر: امام بلخ کماسه گری نکو داند که از کماسه می اندرپیاله گرداند. سوزنی (از آنندراج). و رجوع به کَماسَه و کماسه گر شود.
کلمات همقافیه با «کماسهگری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر