معنی کمادة
6 بازدید
[ کِ دَ ] (ع اِ) کِماد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). جامه پاره ای که گرم کرده بر جای درد نهند تا درد آن بیاساید. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کماد شود.
کلمات همقافیه با «کمادة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر