معنی کماجه
7 بازدید
[ کُ جَ / جِ ] (اِ) کماچه. تختهٔ گرد سوراخ دار که بر ستون خیمه محکم کنند و چادر خیمه را روی آن کشند و آن را کلیچه نیز نامند. (ناظم الاطباء). کماج. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به معنی آخر کماج شود.
کلمات همقافیه با «کماجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر