معنی کماجدان
11 بازدید
[ کُ ] (اِ مرکب) کماچدان. ظرفی مسین به سان دیگ و دردار که در آن خمیر فطیر را با روغن گذاشته و در آن را محکم نموده در زیر آتش خل گذارند تا پخته شود و نیز در آن خورشها پزند. (ناظم الاطباء). ظرف مسین یا سفالین بسان دیگ دردار که در آن خورش پزند. (فرهنگ فارسی معین). قسمی دیگ مسین خرد با در. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «کماجدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر