معنی کماتر
7 بازدید
[ کُ تِ ] (ع ص) مرد سطبر. کُمتُر. (منتهی الارب). ضخم. (اقرب الموارد). مرد سطبر. (آنندراج). مرد ستبر. (ناظم الاطباء). || کوتاه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). قصیر. (اقرب الموارد). || درشت سخت اندام. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «کماتر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تر» برای سرودن شعر