معنی کمابیش
5 بازدید
[ کَ ] (ق مرکب) کم و بیش و به تازی تخمیناً. (آنندراج). کم و زیاد. (ناظم الاطباء). کم و بیش. اندک و بسیاری.(فرهنگ فارسی معین). تخمیناً. تقریباً. نزدیک... (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): دویست پیل و کمابیش ده هزار سوار نودهزار پیاده مبارز و صفدر.فرخی. کمابیش از صد وهفتادوسه روز بدم در بستر خورشید پر نور.منوچهری. و اندر محاسن و عنقفهٔ وی پانزده موی کمابیش سپید بود. (مجمل التواریخ، ص ۲۶۱). تا اکنون چهار هزار و پانصد و هفتاد سال کمابیش باشد. (مجمل التواریخ). این قوم بعد از کسری و پرویز بوده اند در مدت چهار سال و پنج کمابیش... پادشاهی کرده اند. (مجمل التواریخ). نشناخت همای چون کمابیش از خشکی پوست استخوان را. سیف اسفرنگ. و آن غیبت و فناء کلی در آن وقت مدت شش ساعت نجومی یا کمابیش داشته است. (انیس الطالبین نسخهٔ خطی ص ۲۳). با وجود آنکه در سوراخی از آن کمابیش پنجاه کس و صد کس می بودند. (ظفرنامهٔ یزدی، از فرهنگ فارسی معین). و در آن روز کمابیش دویست خانه باز می فروختند. (تاریخ غازان ص ۳۵۶). || همگی. تمامی. سرتاپای : کمابیش سخا دید آنک او را دید در مجلس سراپای هنر دید آنکه او را دید در میدان. فرخی (دیوان چ دبیرسیاقی ص ۲۵۵). || چگونه. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کمابیش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر