معنی کل گشتن
6 بازدید
[ کَ گَ تَ ] (مص مرکب) کل شدن. کچل شدن. بی مو شدن سر: دید پر روغن دکان و جاش چرب بر سرش زد گشت طوطی کل ز ضرب. مولوی.
کلمات همقافیه با «کل گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر