معنی کلیجا
9 بازدید
[ کُ ] (معرب، اِ) معرب کلیچه یا کلیجه : ثم اتی بالموائد (در خوارزم) فیها الطعام من الدجاج المشویة و... و خبز معجون بالسمن یسمونه الکلیجا. (ابن بطوطه، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کلیچه و کلیجه شود.
کلمات همقافیه با «کلیجا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جا» برای سرودن شعر