معنی کلکنه
7 بازدید
[ ] (اِ) کلکینه : گرت گذر فتد ای کلکنه سوی حمام به جان فوطه که یاد از برهنگان آری. نظام قاری. به کیش کلکنه و دین فوطهٔ حمام که بقچه کردن سجاده عین بی ادبی است. نظام قاری. ور بداری به جای کلکنه اش شد به حمام نیز خدمتکار.نظام قاری. و رجوع به معنی دوم کلکینه شود.
کلمات همقافیه با «کلکنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر