معنی کلکخسب
5 بازدید
[ کَ لَ خُ ] (نف مرکب) گدای بیخانمان که شبها از بی جایی بر سر تنور و گلخن افتاده باشد. (آنندراج). مفلس و پریشان حال چه کلک بمعنی گلخن است. (از غیاث). مردم مفلس و پریشان و آنکه در مدت زمستان در گلخن حمام و کوره ها و مطبخها بسر برد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کلکخسب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سب» برای سرودن شعر