معنی کلو اسفندیار
[ کُ اِ فَ ] (اِخ) چهارمین امیر از امرای سربداران که پس از قتل محمد آی تیمور به امارت رسید و چون اصل و نسب و فضل و ادب نبود دست به ظلم و تعدی گشود تا سرانجام سربداران از حکومتش متنفر گشتند و چنانکه محمد آی تیمور را کشته بودند او را نیز از میان برداشتند. (از حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۳۵۷). و رجوع به حبیب السیر و طبقات سلاطین اسلام ص ۳۲۴ و ۳۲۵ و سربداران در همین لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «کلو اسفندیار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر