معنی کلویان
5 بازدید
[ کُ ] (اِ) جِ کلو. (از فرهنگ فارسی معین): اکابر و اشراف و کلویان [ و ] اصناف مراسم نثار و پیشکش بجای آورند. (مطلع السعدین). و رجوع به کلو شود.
کلمات همقافیه با «کلویان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر