معنی کلون
7 بازدید
[ کُ ] (اِ) کلان. قید چوبی که پشت در نصب کنند و در را بدان بندند. (فرهنگ فارسی معین). کلان. کلیدان. غلق. فلج. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). چفت و بست پشت در. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمالزاده). و رجوع به کلان شود.[ کُ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش جویم است که در شهرستان لار واقع است و ۱۶۷ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «کلون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر