معنی کلوم
5 بازدید
[ کُ ] (ع اِ) جِ کَلم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). جراحتها. (غیاث). خستگیها. جراحتها. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کَلم شود.
کلمات همقافیه با «کلوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر