معنی کلوس
7 بازدید
[ کُ ] (اِ) اسبی را گویند که چشم و رو و پوز او سفید باشد و این چنین اسب را شوم و بدیمن می دانند. (برهان) (آنندراج). اسبی که رو و چشم و پوزهٔ وی سپید باشد. (ناظم الاطباء). اسبی که چشم و روی و پوز او سفید باشد و آن را شوم می دانستند. (فرهنگ فارسی معین): کلوس (و) کژدم و چپ شوره پشت و آدم گیر یسار و عقرب و چل، سم سفید و کام سیاه. (از فرهنگ رشیدی، ذیل چل).[ کَ لَ ] (اِ) قسمی سبزی صحرایی بهارهٔ خوردنی که در آشها کنند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «کلوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر