معنی کلوب
6 بازدید
[ کُ ] (فرانسوی / انگلیسی، اِ)باشگاه. انجمن. (فرهنگ فارسی معین). باشگاه. جشنگاه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).[ کُ ] (اِ) بمعنی کالبد و قالب باشد. (برهان) (آنندراج). شکل و قالب و کالبد. (ناظم الاطباء). مصحف و مبدل کالبد (قالب). (حاشیهٔ برهان چ معین).[ کَ لْ لو ] (ع اِ) مهماز. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). مهمیز. (ناظم الاطباء). || اره. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || انگشت شور. (مهذب الاسماء). انبر و کلبتان. (ناظم الاطباء). آهنی سر کج و گویند چوبی با سری خمیده از خودش و یا از آهن که بدان آتش را پیش کشند. ج، کلالیب. (از اقرب الموارد). انبر. پنس. ماشه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).[ کُ لْ لو ] (ع اِ) انبر آهنگر که بدان آهن گرم رامی گیرند. (غیاث). ماشه. انبر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کَلّوب شود.
کلمات همقافیه با «کلوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر