معنی کله برانداختن
5 بازدید
[ کُ لَ هْ بَ اَ تَ ] (مص مرکب) کله انداختن. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین): دل به سودات سر دراندازد سر ز عشقت کله براندازد.خاقانی. و رجوع به کله انداختن شود.
کلمات همقافیه با «کله برانداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر