معنی کله انداختن
4 بازدید
[ کُ لَ هْ اَ تَ ] (مص مرکب) کنایه از شادی کردن و خوشحالی نمودن و فریاد زدن از روی شوق و انتعاش خاطر باشد در بدست آمدن چیزی که مردمان همه طالب آن باشند. کله برانداختن. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). کلاه انداختن. کنایه از شادی کردن به جهت بدست آمدن چیزی دلخواه. خوشحالی کردن. (فرهنگ فارسی معین): دید او را کله انداخت ماه. امیرخسرو (از فرهنگ رشیدی). و رجوع به کلاه انداختن و کله برانداختن شود.
کلمات همقافیه با «کله انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر