معنی کلهپز
7 بازدید
[ کَ لْ لَ / لِ پَ ] (نف مرکب) آنکه کله های حیوانات مثل کلهٔ گوسفند و مثل آن را پخته می فروخته باشد. (آنندراج). کسی که کله و پاچه و شکنبهٔ حیوانات را می پزد و می فروشد. (ناظم الاطباء). آنکه کله و پاچه و شکنبه از حیوانات (مانند گوسفند) را پزد و فروشد. (فرهنگ فارسی معین). رَوّاس. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): مرا کله پز کرده بی دست و پا خبر نیست از پا و از سر مرا. طاهر وحید (از آنندراج). - امثال: کله پز برخاست (یا پاشد) سگ جاش نشست ؛ یعنی بدتری جای بدی را گرفت و به مزاح با هر آنکه بعد از برخاستن کسی، بر جای وی نشیند گویند. (امثال و حکم ص ۱۲۳۱).
کلمات همقافیه با «کلهپز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پز» برای سرودن شعر