معنی کلهپا
5 بازدید
[ کُ لَ / لِ ] (اِ مرکب) در اصطلاح نجاران، پایه های چفته. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).[ کَ لْ لَ / لِ ] (ص مرکب) آدمی که حالش بهم خورده و از حال طبیعی خارج شده و در حقیقت سرش را به جای پایش گذاشته باشد. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمالزاده). رجوع به کله پا شدن شود.[ کُ لِ ] (اِخ) دهی از دهستان کلیایی است که در بخش سنقر کلیایی شهرستان کرمانشاهان واقع است و ۱۹۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ کُ لَ / لِ ] (اِخ) تیره ای از کلهر. (از جغرافیای سیاسی کیهان، ص ۶۱). و رجوع به کلهر شود.
کلمات همقافیه با «کلهپا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پا» برای سرودن شعر