معنی کلهخشک
4 بازدید
[ کَ لْ لَ / لِ خُ ] (ص مرکب) کنایه از مردم دیوانه و سودایی مزاج باشد. (از برهان). کنایه از مردم دیوانه و سودایی مزاج باشد. (از آنندراج). مردم سودایی و دیوانه مزاج. (ناظم الاطباء). || تریاکی. (از برهان) (از آنندراج) (فرهنگ فارسی معین). تریاکی و معتاد به تریاک. (ناظم الاطباء). || کله شق. یک دنده. (فرهنگ فارسی معین). || تخم مرغی را نیز گویند که آن را سرازیر گذاشته خشک کرده باشند. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کلهخشک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شک» برای سرودن شعر