معنی کلهبنددار
6 بازدید
[ کُ لَ هْ بَ ] (نف مرکب) آنکه کله بند بر سر گذارد. (فرهنگ فارسی معین): آنچ کوتاه نظران بی عقلان مازندرانی بودند گله ای از ایشان کله بندداران کار یک کس نکند. (جهانگشا ج ۲ ص ۲۳۴). و رجوع به کله بند شود.
کلمات همقافیه با «کلهبنددار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر