معنی کلنگدیس
5 بازدید
[ کُ لَ ] (ص مرکب) مانند کلنگ. شبیه کلنگ. همچون کلنگ. همچون کرکی. به شکل و هیأت کرکی.[ کُ لَ ] (اِخ) نام سرای ضحاک که در بابل ساخته بود به شکل کلنگ یا کرکی : و کان بیوراسف ینزل ببابل فاتخذها داراً علی هیأة کرکی و سماها کلنگ دیس. (سنی ملوک و الانبیاء تألیف حمزهٔ اصفهانی. یادداشت به خط مرحوم دهخدا). دارالملک او بابل بود اول و آن جایگاه سرای بزرگ کرده بود و کلنگ دیس نام نهاده... (مجمل التواریخ و القصص ص ۴۱).
کلمات همقافیه با «کلنگدیس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر