معنی کلند
7 بازدید
[ کُ /کَ لَ ] (اِ) دست افزار نقب کنان و گلکاران و سنگ تراشان باشد که بدان زمین کنند و آن را کلنگ نیز گویند. (برهان). آلت کندن زمین و آن به کلنگ مشهور است و غلط است . (آنندراج). آهنی سنگین و نوک تیز که یک سوی آن را حلقه ای است که بدان بر دستهٔ چوبین استوار شود و زمین بدان کنند. آلتی آهنین شبیه به تیشه با دستهٔ چوبین برای کندن زمین و دیوار. کلنگ. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). سکه. مسحاة. مَرّ. مِعدَن. مِعبَد. هذاة. (منتهی الارب): برگیر کلند و تبر و تیشه و ناوه تا ناوه کشی خار زنی گرد بیابان. خجسته (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ای شده عمرت به باد از بهر آز بر امید سوزنت گم شد کلند.ناصرخسرو. ای بخرد با جهان مکن ستد و داد کو بستاند ز تو کلند به سوزن.ناصرخسرو. عمر پرمایه به خواب و خور بر باد مده سوزن زنگ زده خیره چه خرّی به کلند. ناصرخسرو. کو حمیت تا ز تیشه وز کلند این چنین که را بکلی برکنند.مولوی. پس کلند آورد و بیل او شاد شاد کند آن موضع که آن تیر اوفتاد.مولوی. دست و پا دادمت چون بیل و کلند من ببخشیدم ز خود آن کی شدند.مولوی. کلندی بیاورد و بشکافتند دو خم پر شراب بهین یافتند. (دستورنامهٔ نزاری ص ۶۸). - فال کلند؛ شخصی سر و روی خود را پوشد و نهانی بر در خانهٔ بیگانه رود و غربالی یا کلندی همراه برد و غربال را بر کلند نوازد. صاحب خانه چیزی از مأکول یا مشروب در غربال کند، و وی از آن کار بر نیک و بد کار تفأل کند. (فرهنگ فارسی معین، ذیل فال). || بمعنی کلیدان و غلق در کوچه باشد. (برهان). قفل چوبین است که آن را کلیدان نیز گویند و اصل آن کلیددان بوده و یک دال را حذف کرده اند. (آنندراج). کلیدان و کلان در باغ و کوچه. غلق در. کلیدان. (فرهنگ فارسی معین). با کلنده مقایسه شود. (حاشیهٔ برهان چ معین): ای شده چاکر آن درگه انبوه بلند وز طمع مانده شب و روز بر آن در چو کلند. ناصرخسرو. چون همان یار درآید در دولت بگشاید زانکه آن یار کلید است و شما همچو کلندید. مولوی (از فرهنگ رشیدی). || هر چیز ناتراشیده را گویند. (برهان). هر چیز ناتراشیده. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). || چوبی که بر قلادهٔ سگ بندند و آن را به تازی ساجور خوانند. (از برهان) (از ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین): گه بر گردن چو سگ کلندی دارم بر پای گهی چو پیل بندی دارم.مسعودسعد. || دست افزاری که بدان درخت رز را آرایش کنند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کلند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر