معنی کلنجری
6 بازدید
[ کِ لَ جَ ] (ص نسبی) مردمی را گویند که منسوب به کلنجر باشند که نام موضعی و قلعه ای است. (برهان). منسوب به کلنجر هندوستان. (ناظم الاطباء). منسوب به کلنجر. از مردم کلنجر. اهل کلنجر. (فرهنگ فارسی معین). و رجوع به کلنجر شود. || (اِ) نام نوعی از انگور سیاه است و آن در ولایت هرات بغایت نازک و شیرین می باشد و خوشهٔ آن پنج من تبریز می شود و هر دانه ای پنج درم. (برهان). نوعی از انگور سیاه و نازک شیرین که در ولایت هری شود و پوست آن در غایت تنکی و نزاکت بود و گویند که خوشهٔ آن پنج من و دانهٔ آن پنج درم باشد. (آنندراج). نوعی انگور سیاه و شیرین که در هرات بعمل آید. (و شاید اصل آن از کلنجر بود). (فرهنگ فارسی معین): و از آن دو نوع است که در هیچ ناحیت ربع مسکون یافته نشود یکی پرنیان و دوم کلنجریِ تنک پوست خردتکس بسیار آب، گویی که در او اجزاء ارضی نیست؛ از کلنجری خوشه ای پنج من و هر دانه ای پنج درمسنگ بیاید سیاه چون قیر و شیرین چون شکر و ازش بسیار بتوان خورد بسبب مائیتی که دروست. (چهارمقاله چ معین صص ۵۰ - ۵۱).
کلمات همقافیه با «کلنجری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر