معنی کلمکل
6 بازدید
[ کَ مَ کَ ] (اِ مرکب) مرادف کَلکَل. (آنندراج). شور و غوغا. (غیاث). مبدل عامیانهٔ قال مقال. شور و غوغا. قال مقال. (فرهنگ فارسی معین): این همه کل مکل از تنبک گویندهٔ تست مطربا حقْ حقِ ما از دم پویندهٔ تست. میرنجات (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کلمکل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کل» برای سرودن شعر