معنی کلفه
5 بازدید
[ کَ لَ فَ / فِ ] (ع اِ) هر یک از لکه هایی که در آفتاب و ماه دیده می شود. (فرهنگ فارسی معین). کَلَف. و رجوع به کلف شود. || لکه ای که درصورت انسان پدید آید. (فرهنگ فارسی معین): از این می اندیشیدم که اینجا سلس گرفت و آنجا درد شکم و اینجا درد دندان و کلفه بر روی پدید آمد. (معارف بهاءولد).
کلمات همقافیه با «کلفه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فه» برای سرودن شعر