معنی کلفة
5 بازدید
[ کُ فَ ] (ع اِ) سرخی سیاهی آمیخته یا سرخی مایل به تیرگی. (از منتهی الارب) (از آنندراج). رنگ اکلف و یا سرخی تیره و یا سیاهی که با سرخی آمیخته شده باشد. (از اقرب الموارد). || رنج و سختی. (منتهی الارب) (آنندراج). رنج و سختی. ج، کُلَف. (ناظم الاطباء). مشقت. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «کلفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر