معنی کلغیدار
6 بازدید
[ کَ ] (نف مرکب) کاکلی. قنبرانی. قنبرانیة. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): دجاجة قنبرانیة؛ ماکیان کلغی دار. (منتهی الارب). و رجوع به کلغی شود.
کلمات همقافیه با «کلغیدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر